فندوووووووق
یه فرشته مهمان خانه ی دلم شده است ...
تاريخ : دوشنبه 19 دی 1390 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : مرتبه

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 17 خرداد 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 302 مرتبه

مرسا كلن زياد أهل ديدن كارتون نيست

امروز ك داشت كارتون ميديد،با بغض اومد پيشم و گفت:من اين كارتون رو دوست ندارم

وقتي پرسيدم:چرا؟

با معصوميت كودكانه اي گفت:آخه كلاغه جوجه رو خورد!!!!

الهي قربونت بشمممم مهربون

 



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 خرداد 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 313 مرتبه

مرسا: مامان اين جيه رو صورتت؟

ماسكه عزيزم

مرسا: حالا من ج جوري بوست كنم؟

قربووووووونت بشممممم

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 173 مرتبه

94.02.13

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 309 مرتبه

مرسا خانوم دو جلسه اول مهد زبان حسابی گریه کرد و بی تابی....

خیلی اذیت شد و اذیت کرد!

اما از جلسه سوم- ک عروسکشم برد سرکلاس- راحت نشسته و من بیرون منتظر می شیم

ممنون دخترم بابت همکاریت!



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 169 مرتبه

ي اتفاق وحشتناك....ي غيره منتظره ي بدددد

وقتي در حموم قفل شد و من و دخملي مونديم داخل حموم ساعت دوازده بود و وقتي بابا مجيد در رو واسمون باز كرد شش و نيم عصر!

دخترم منو براي تموم ساعاتي ك ميترسيدي ببخش

ولي امروز معجزه ي خدا رو ديدم ك ب تو رسيد عزيزم

معجزه در دستاي تو بود وقتي اشكاي منو باك ميكردي و ميگفتي:گريه نكن در خيلي دختره بدّي يه ك باز نميشه دوسش نداريممم

معجزه وقتي بود ك من اشكاي تو رو باك ميكردم و تو زودي تو بغل من اروم ميشدي

معجزه يعني برخلاف حموم هاي قبل ك دو سه أسباب بازي ميبردي امروز ي سبد أسباب بازي بردي حموم و كلي سركرم شدي

معجزه ارامش غيرباور تو بود

معجزه زماني رخ داد ك برخلاف روزهاي قبل بابا مجيد ساعت ٤زنگ زِد و ......نگران شد و زود اومد

معجزرو كنار تو تجربه كردم فرشته ي نازنينم

 

 

 



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 فروردين 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 272 مرتبه

 

 

نرگس/محمدرضا/ستایش/مرسا

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 23 فروردين 1394 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 205 مرتبه

عيد همه مبارك دخترم دوستت دارم

مرسا تو عيد هركي بهش عيدي ميداد بهش lمی گفت"عيدت مبارك"!!!

در رَآه بازگشت إز خونه ي يكي إز اقوام بوديم ،گفت:مامان من ك دو تا بهش گفتم عيدت مبارك جلا عيدي نداد!!!!

قربوووووونت برم

.

.

.

مرسا جونم هر صبح و شب مسواک میزنه یا به گفته خودش "سیواک"

از دوشنبه 31 فروردین هم ایشالا میره کلاس زبان

چراغ دستشویی رو خودش روشن و خاموش میکنه

 



موضوع :
تاريخ : شنبه 23 اسفند 1393 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 359 مرتبه

از خیلی وقت قبل مجید، مرسا رو جوجه طلایی صدا میزد

وقتی میگفت میام میکشمت ... مرسا با شیرین زبونی میگفت:نکش منو ... من جوجه طلایی توام!

 

حالا چند روزیه تحت تاثیر کتابهایی که میخونه واسه ما اسم گذاشته!

ماجرا از اونجا رقم خورد ک من گفتم:جوجه طلایی بابا،منم!

مرسا هم سریع گفت: نه جوجه طلایی منم،تو مرغشی!!! بابا هم خروسه!!!!!!!!!!!!!

 

 

از وقتی هم مرسا رو باردار بودم بهش فندوق میگفتیم حالا تازگی ها میگه:  من فندوقم مامانم پسته اس ... بابا تو هم بادوم زمینی یی!!!!

جالبه بِ مجید گاهی میگه:چطـــــــــــوری بادوم زمیـــــــــــــــــنی!

قربونت برم



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 12 بهمن 1393 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 102 مرتبه

وقتی ی چیزی میخوایی و من مخالفم سریع لحن صحبتتو عوض میکنی و لباتو غنچه کرده و آروم تقاضاتو مطرح میکنی و منو "مامان جون" یا "مامانممم" خطاب میکنی!

الهی قربونت برممم.



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 9 دی 1393 | نویسنده : مامانی مریم
بازدید : 433 مرتبه

داشتم تو آشپزخونه کارامو میکردم ک مرسا داد زد:مامان , من... مامان... من!!!

اومدم دیدم در برنامه "به من بگو چرا" عکس مرسا رو ک هفته پیش ایمیل زده بودم رو نشون میده!



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
درباره وبلاگ

من و بابا مجید 5 مرداد 89 (تولد امام زمان عج) ازدواج کردیم و بعد از گذشت 15 ماه خداوند تو رو به ما هدیه داد....

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 1 نفر
بازديدهاي ديروز : 0 نفر
بازدید هفته قبل : 1 نفر
كل بازديدها : 1 نفر
امکانات جانبی

كد ماوس



Click 4 Free Glitter Graphics



Click Here 2 Get Free Comment Pics
Click 2 Get Free Tags
Free Glitter Graphics
Click Here 2 Get Free Comment Pics
Click 2 Get Free Tags
Free Glitter Graphics
Click Here 2 Get Free Comment Pics
Click 2 Get Free Tags
Free Glitter Graphics
Click Here 2 Get Free Comment Pics
Click 2 Get Free Tags
Free Glitter Graphics
Click Here 2 Get Free Comment Pics
Click 2 Get Free Tags
Free Glitter Graphics